| |
|
نظرت در مورد دختر یا پسر چیه ؟ چیزای باهالی رو گذاشتم بیبینی بد نیست ادامه متن رو بزن و بیبین
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
دختر ها و پسر ها چگونه نیمرو درست می کنند (طنز) |

هرکی تو نیمرو درست کردن یه روش خاصی داره خالا ببین پسرا چجوری درست میکنن دخترا چجوری !!!!!! کد بانویی هستن این دخترا
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
تفاوت بین دختر ها و پسرها ! طنز |

خدایی ته مقایسه هستش برو قسمت ادامه مطلب
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
روش های درس خواندن پسر ها و دختر ها |

دخترها: بعضي از اونا واقاً مي خونند حالا چي مي خونند خدا ميدونه ولي
واسه اينكه تابستون راحت باشن و به بهانه كلاس سنتور , نقاشي , و با دوست
پسر عزيزش برن عشق صفا به دليل مسايل غير اخلاقي ادامشو نمي نويسم وقتي
ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت
دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند بعضي هاشون هم كه مثلا درس
مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...(
پيشه همون پسره كه با هم رفتن ددر) يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه
مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك
ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره
تعريف مي كنند يه سري هم به دليل اينكه دوست پسر نداران و انگيزه اي براي
دودر كردن كلاسا ندارن مجبورن خر بزنن تا برن دانشگاه (اخه شنيدن تو
دانشگاه دوست پسر فراوونه)نكته(دليل اينكه پسرا نميرن دانشگاه همين
دختراس(البته از نوع سيريشش
و اما پسر ها: يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد.
وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ... يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و
بهش خيره مي شوند و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند
ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند
فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش
ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا
ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند .
حين استراحت حسشون تموم ميشه حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند
فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون. همينجور كه مي خونند هيچي
حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ
موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مي بعد از نيم ساعت
دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره
ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي
كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون
فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند
فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون
نخورده بعد اعصابشون خر ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به
همين سادگي
|
|
|
|
| |
| |
دخترها و پسرها، اين دو دنياي متفاوت.... |
|
انسانها همگي خواهان عشق، آزادي، امنيت و... مى باشند، ولي در برخي افراد
پاره اي از اين ارزشها اهميت بيشتر و جايگاه بالاتري دارد. در ذيل به پاره
اي از ارزشها، صفات و عكس العملهاي متفاوت ''دخترها'' و ''پسرها'' اشاره
مى كنم. اين كاراكترها، بسته به محيط فرهنگي، سطح بينش، تحصيلات و...
افراد ارزشگزاريهاي متغيّري دارند...
الف)دخترها وارد شدن به دايره ''امنيّت'' را ترجيح مى دهند، ولي پسرها
پاره خط ''استقلال'' را بيشتر دوست دارند... دخترها به ''احساسات'' خود
بيشتر بها مى دهند، ولي پسرها ''احتياجات'' خود را مد نظر قرار مى دهند...
''اميد'' در دخترها و ''آرزو'' در دل پسرها موج مى زند....، دخترها به
هنگام درگيري عاطفي ''افسرده'' مى شوند، ولي پسرها معمولاً به ''انزوا''
كشيده مى شوند... دخترها تحت تا'ثير اعمال ديگران با احتياط تر عمل مى
كنند و بيشتر نگاه به ''آيينه'' و پسرها بيشتر به ''آينده'' نگاه دارند....
ب)دخترها خواهان ''برابري'' و پسرها خواهان ''برتري'' مى باشند... در صحنه
زندگي معمولاً دخترها ''بيننده'' و پسرها ''بازيگرند'' و اكثر دخترها به
''بود يا نبود'' مى انديشند ولي پسرها به ''بايد و نبايد''.....
پ)دخترها به ''پيوند'' و پسرها به ''پيمان'' ايمان دارند... ''پايبندي''
در دخترها بيشتر به چشم مى خورد و ''پايداري'' در پسرها... دخترها معمولاً
''پيرو'' هستند و پسرها ''پيشرو''... امّا پرگويي بين دخترها و
''پرخاشگري'' بين پسرها رواج دارد....
ت)دخترهامعمولاً به آساني ''تحمّل'' مى كنند و پسرها به سادگي
''تحميل''... دخترها بيشتر در معرض ''تهديد'' و ''تحقير''واقع مى شوند و
پسرها در معرض ''تحريم'' و ''توبيخ''... دخترها در مقوله ''تقليد'' و
پسرها در مقوله ''تقلّب'' توانائي دارند... دخترها در ''توضيح'' دادن و
پسرها در ''توجيه'' كردن مهارت قابل توجّهي دارند... دخترها ''تجليل
گرهاي'' خوبي و پسرها ''تحليل گرهاي'' خوبي از آب در مى آيند... دخترها
مسائل را باهم ''تركيب'' مى كنند، ولي پسرها همواره سعي در'' تجزيه''
مسائل دارند... دخترها به آساني خود را با محيط ''تطبيق'' مى دهند، ولي
پسرها دوست دارند محيط را ''تغيير'' دهند... دخترها به ''تفاهم'' و پسرها
به ''توافق'' راغب ترند... ''ثبات داشتن'' را دخترها ترجيح مى دهند و
''ثابت كردن'' را پسرها.....
ث)دخترها معمولاً دوست دارند ''جذّاب و جديد'' باشند و پسرها دوست دارند
''جالب''... دخترها معمولاً اهل ''جواب دادن'' و پسرها اهل ''جولان دادن''
مى باشند... دخترها به ''جابجائي'' اكتفا مى كنند و پسرها به ''جاري
شدن''....
ج)دخترها نگهباني از ''حرمتها'' را ترجيح مى دهند و پسرها نگهباني از ''حريم ها'' را....
چ)دخترها ميل به ''حمايت كردن'' دارند، پسرها ميل به ''حماسه آفريني''...
دخترها معمولاً دنبال ''حقوق'' از دست رفته خود هستند ولي پسرها دنبال
ثابت كردن ''حقّانيت'' خود.....
|
|
|
|
| |
| |
| |

نميخواهم به جز من دوستدار ديگري باشي
نمیخواهم براي لحظه اي حتي به فکره ديگري باشي
نميخواهم صفاي خنده ات را ديگري ببيند
نميخواهم کسي نقش رخت در خاطرش ماند
نميخواهم نگاهي در نگاه تو در اميزد
نميخواهم به غير از من بگيرد دست تو دست
نميخواهم کسي يارت شود در عالم مستي
نميخواهم به جز من با کسي باش
نميخواهم براي هيچ کسي جز من ،
تو همراهي باشي....
|
|
|
|
| |
| |
مقایسه دختران و پسران دهه 60 و 70 و 80 (طنز) |

دختر دهه 60 : دوست پسر یکی اون هم یه عشق پاک دختر دهه 70 :دوست پسر یکی یا دوتا . چند تا هم زاپاس برای روز مبادا دختر دهه 80 : دوست پسر بین یک نفر تا یک هنگ یا تیپ در رده سنی بین 20 تا 60 سال مجرد تا صاحب عیال و چند سر عائله. بالاخره تو این همه آدم یکی پیدا میشه بخواد لباس عروس واسم بخره. پسر دهه 60 :داریوش گوش می داد پسر دهه 70 :ابی گوش می داد پسر دهه 80 :مقلدین درجه 3و 4 داریوش و ابی را (که خواب عکس انداختن با داریوش را می بینند) را گوش می دهد . دختر دهه 60 :به خاطر حفظ آبرو همه کار می کنم دختر دهه 70 :به خاطر دوستدپسرم همه کار می کنم دختر دهه 80 : به خاطر پول همه کار می کنم پسر دهه 60 :شریعتی می خواند پسر دهه 70 :شاملو می خواند پسر دهه 80 :هری پاتر می خواند. دختر دهه 60 :به خاطر حفظ آبرو همه کار می کنم دختر دهه 70 :به خاطر دوستدپسرم همه کار می کنم دختر دهه 80 : به خاطر پول همه کار می کنم
پسر دهه 60 :خانواده و پدر مادرم عزیزترین چیز است پسر دهه 70 :دوست دخترم عزیز ترین چیزاست پسر دهه 80 :مواد محرک و توهم زا و ماشینم عزیز ترین چیزند.
دختر دهه 60 :شوهر منجی نیست شوهر کردن سنت خدا و رسم زندگی دختر دهه 70 :شوهر شوهره شوهر... بالشت سره شوهر... دختر دهه 80 :من یک افسرده ی روانی پر از غصه ام و شوهر منجی من است و دیگر هیچ راه نجاتی نیست.
پسر دهه 60 :در هر صورت باید زن بگیرم پسر دهه 70 :باید پولداربشم و زن بگیرم پسر دهه 80 :باید قاطی کنم و زن بگیرم. دختر دهه 60 : زن روز و اعتمادی می خواند دختر دهه 70 :فهیمه رحیمی و مهدی سهیلی می خواند دختر دهه 80:بیشتر در اینترنت دنبال فیلتر شکن جدید و پروکسی است. پسر دهه 60 :مرگ بر اثر جنگ با عراق پسر دهه 70 :مرگ بر اثر تصادف با موتور و ماشین پسر دهه 80 :مرگ بر اثر اور دز و سنکوپ بر اثر استعمال هرویین و ایدز و سوانح رانندگی
دختر دهه 60:سیگار کشیدن دختر یک کابوس است دختری که سیگار می کشد خراب است. دختر دهه 70 :گهگاهی کنار پنجره یا واسه افه تو پارتی یا کافی شاپ یه دو نخ می کشم. دختر دهه 80 :پیش به سوی آسم، سرطان حنجره ،ریه،نای و خون قبل از یائستگی. پسر دهه 60 :جنگ زده بود پسر دهه 70 :غرب زده بود پسر دهه 80 :پوچ است.
دختر دهه 60 :از خدا می ترسم دختر دهه 70 : از بی عشقی می ترسم دختر دهه 80 :از بی پولی می ترسم.
پسر دهه 60 :خواب صلح و آرامش می دید پسردهه 70 :خواب بد بد می دید پسر دهه 80 :فقط کابوس می بیند.
پدر برای پسر دهه 60 :در حکم یک پدر مقدس بود حرمتش کاملا حفظ می شد پدر برای پسر دهه 70: در حکم یکی از اعضای خانواده بود باید به او حال داد. پدر برای پسر دهه 80 :سر خره عوضی اسکل بی پدر مادر. دختر دهه 60 : اول نجابت خود را به رخ می کشید دختر دهه 70 : اول مدرک تحصیلی خود را به رخ می کشید دختر دهه 80 : اول مارک و مدل اتومبیل و ریخت و قیافه خود را به رخ می کشد. داماد دهه 60 :فقط پدر مادرم ،زن و بچه ، کارم داماد دهه 70 :فقط زن و بچه و عشق و حالم و کارم داماد دهه 80 :فقط عشق و حالم و کارم. عروس دهه 60 :بایدمثل مادرم سوخت و ساخت این ذات زندگی ست بدبختی و خوشبختی با هم. طلاق پاک کردن صورت مسئله ست و مسئله میزان بردباری صبر و توان مدیریت منه. باید سعی کنم مثل دو رود در کنار هم باشیم. باید مدیریت کنم این هنر زندگیه. عروس دهه 70 :نباید سوخت وساخت اما باید زندگی کرد و همینطور در وقت لزوم مقابله به مثل. طلاق پایان تلخیه اما خب مجبورم بهم سخت بگذره ول می کنم میرم. این هنر زندگیه. عروس دهه 80 :مثل دو کوه برابر هم.عوضی بره مهریمو می زارم اجرا یه راست می رم با یکی دیگه. خوش بگذرون و سختی نکش.این هنر زندگیه. مرد دهه 60:خدا خانواده ثروت مرد دهه 70 :خانواده ثروت خیانت به همسر مرد دهه 80:ثروت، خیانت به همسر ،مصرف پروزاک و انواع دیگر قرص اعصاب . عروس دهه 60:تقسیم وظایف رمز موفقیت و آسایشه. من طی یک سند قانونی همسر این مرد هستم نه دوست او . وظیفه من خانه داریه وظیفه مرد کار و تامین زندگی هر کس غیر از این به گوشم بخونه شیطانه. عروس دهه 70 :تقسیم وظایف چیزیه که باید دوباره معنی و تعریف بشه. دلیل نداره من همیشه غذا درست کنم من کلاس گیتار دارم کلاس آواز دارم . فقط سه یا چهار روز در هفته ممکنه از خونم بوی غذا بیاد.اما خب می دونم که غذا پختن کار منه نه مرد. عروس دهه 80 :تقسیم وظایف یه حرف احمقانه و سنتیه هر کس به فراخور حالش هر کار که از دستش بر اومد انجام میده هر کاری که می کنم از لطف منه نه وظیفه من پس من هر کاری تو خونه می کنم لطف می کنم. تعهد و وظیفه اعصابمو بهم می ریزه. پسر دهه 60:خدایا جنگو تموم کن پسر دهه 70 :خدایا یه خونه خالی برسون پسر دهه 80 :خدایا برسون یه دومثقال شیره و یه دو سورت شیشه دختر دهه 60 :طلاق بعد از 10 سال آنهم یک در 1000 دختر دهه 70 :طلاق بعد از 5 سال آنهم یک در 100 دختر دهه 80 :طلاق بعد از 6 ماه الی یک سال آنهم یک در5 پسر دهه 60 :پیکان 54 و مسافر کشی پسر دهه 70 :پراید و دختر بازی پسر دهه 80 :پژو و تصادف منجر به فوت دختر دهه 60:امامزاده معصوم ودیگر امامزاده ها را شفیع می کرد دعا و نذر می کرد وبالاخره حاجت دل خود را می گرفت دختر دهه 70 :پیش رمال و دعا نویس می رفت و حاجت خود را طلب می کرد. دختر دهه 80 :در شرکت های خصوصی به هر نحو که شده رفع حاجت می کند.
جوان دهه 60 :خدایا آبروی مرا حفظ کن جوان دهه 70 :خدایا پول منو زیاد کن جوان دهه 80 :کارت سوخت داری داداش
|
|
|
|
| |
| |
| |
|
نه.. خودتون جای تماشاگرا باشين، حالتون بهم نمیخوره؟ احساس انزجار بهتون دست نمیده؟ قيافه شما بعد از خودکشی بايد از هميشه معصومانه تر... از هميشه زيباتر و از هميشه دوست داشتنیتر باشه تا دل همه حسابی بسوزه با اين حساب، دور حلق آويز کردن... خودسوزی... و خفهگی با گاز رو خط بگيريد يه بنده خدايي از دوستان، خيلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش يه ابتکاره . ايشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای ديگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد فقط بدی کارش اين بود که هيچکس بعد از مرگش انگشتای شصتشو از توی دماغش بيرون نکشيد... چون به هر حال کار کثيفيه. حالا خودتون قضاوت کنيد. اين خودکشی ترحم کسی رو بر می انگيزه؟ يا اونايي که روی سرشون نايلون میکشن و دور گردنشون روی نايلون رو با طناب میبندن و يا اونايي که خودشون رو جلوی ماشين ميندازن و له میشن... اينا همشون ديوونهان خودکشی ايدهآل خودکشي است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثيرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و باشه
ژاپنیها يه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن: به اين صورت که يه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سينه فرو میکنن توی قلبشون. البته اين کار يه کم درد داره. يه جورايي حس می کنيد که توی سينه تون آب جوش داره قل ميزنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بديش اينه که حتما میميريد در صورتی که خودکشی وقتی خوبه که شما نميريد
اول خوب فکراتونو بکنين بعد خودتونو بکشيد يه موضوع مهم توی خودکشي، پشيمونی ديرهنگامه. 89% درصد کسايي که خودشون رو ميکشن، وسط يا آخر کار پشيمون میشن و اين در حاليه که هيچ راهی برای برگشت نيست.
يه يارويي برای خودکشی يه تيکه پارچه رو گلوله میکنه و فرو میکنه توی حلقش و با ته گوشکوب ميده بره پايين ولی همون لحظه پشيمون ميشه و اين درحاليه که داره خفه میشه... يارو میدوه بيرون و از شدت عجله از روی پلههای آپارتمان پرت میشه پايين و میميره... و جالب اينکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگي. نکته مهم ديگه اينه که مدت خود کشي نبايد زياد طولانی باشه. مثلا فرض کنيد در نوع رگ زدن خيلی طول میکشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمين و لباساتون رو هم در نظر بگيريد يا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بميريد بلکه خونه و بقيه رو هم بفرستيد روی هوا پس عاقلانه تر رفتار کنيد تا حالا به چند نتيجه مهم رسيديم كه سعي كنيد در خودكشي حتما اين نكات را مدنظر قرار دهيد زمان خودکشی رو درست انتخاب کنيد. بهترين موقع بعد از ظهر ساعت شش مبادا بعد از خودکشی از ريخت و قيافه بيفتيد بهترين لباستونو تنتون کنيد
حتما يه يادداشت بذاريد و علت خودکشی رو شرح بديد و انگشت هم بزنيد
خواهشا زياد کثيف کاری نکنيد
موقع خودکشی لبخند بزنيد تا لبخند روی لبتون باقی بمونه لطفا چشاتونو باز نذاريد چون خيلی وحشتناکه يه بسته دستمال کاغذی حتما روی ميزتون باشه
اتاقتونو قبل از خودکشی مرتب کنيد. پليسا ببينن خوب نيست
رد انگشتتونو همه جا بماليد تا بفهمن خودتون، خودتونو کشتيد
يه جوری خودکشی کنيد که دوباره بشه زنده تون کرد دليلتون برای خودکشی قانع کننده باشه
برای مسايل عشقی خودکشی کردن کار الاغاست... بلانسبت شما ><><><><
قبل از خودکشی حتما يه فال حافظ بگيريد
قبل از خودکشی استفاده از ادکلن و دئودرانت و زدن مسواک يادتون نره
بهتره بعد از مرگ... مثلا مرگ... در حالت دراز کش باشي
اگه توی دستتون يه گل سرخ باشه صحنه خيلی رمانتيکتر و روياييتر به نظر مياد و اشک آور تره در اتاق رو حتما قفل کنيد که جريان هيجان انگيزتر باشه
قبل از خودکشی حتما گريه کنيد . صورتتون اشک آلود باشه خودتونو براي رفتن به جهنم رفتن آماده کنيد
حالا جديد ترين و راحت ترين روشهای خودکشی:
برای جنس نرينه «استفاده از جوراب»
تخت خواب رو آماده کنيد تمام تن و سرتونو ببريد زير پتو خيلي آروم نوک انگشتاتونو از زير پتو بيرون بياريد و جوراباتونو ببريد زير پتو هيچ راه نفوذی برای هوا نذاريد
يک ساعت بعد... شما مرديد خدا رحمتتون کنه
برای جنس مادينه « سوء استفاده از موش»
تخت خواب رو مرتب کنيد بريد زير پتو
اتاق حتما کاملا تاريک و ساکت باشه حالا چشماتونو ببنديد و فرض کنيد يه موش خوشگل داره روی تنتون راه ميره خواهش میکنم جيغ نزنيد و بدون سر و صدا از وحشت زياد بميريد توی جهنم میبينمتون
يه جور خودکشی که بيشتر بين شکموها رواج داره استفاده از خوراکی برای مردنه. اين نوع خودکشی خيلی حال داره چون حداقل گشنه نميميری! و خوبی مهم ترش اينه که به سر منزل مقصود هم نمیرسی و معمولا زنده میمونی.
نمونهاش اينكه: يه بنده خدايي که با سیتا قرص ديازپام خودکشی کرد و دور و بریها به هوای اينکه مرده خاکش كردند و يارو بعد از دو سه روز خواب ملس چشاشو باز کرد وديد: ای دل غافل... همه جا سياهه و يه موش هم داره انگشت پاشو میجوه. زنده بگوری خداييش وحشتناکه
|
|
|
|
| |
| |
عوامل موثر ناکامی در کنکور ( طنز ) |

علت قبول نشدن در كنكور(طنز):
هموطن!!!
طبيعتا'' 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود. پس 96 روز باقي ميماند. >>>>
اگر داوطلبي در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا كه سال فقط 365 روز است. >>>>
سال 52 جمعه داريم و ميدانيد كه جمعه ها فقط براي استراحت است به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند. >>>>
حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني است كه به دليل گرماي هوا مطالعه ي دقيق براي يك فرد نرمال مشكل است. بنابراين 263 روز ديگر باقي ميماند. >>>>
در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است كه جمعا'' 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقي ميماند. >>>>
اما سلامتي جسم و روح روزانه1 ساعت تفريح را می طلبد كه جمعا'' 15 روز ميشود.پس 126 در روز باقي ميماند. >>>>
طبيعتا'' 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود. پس 96 روز باقي ميماند. >>>>
ساعت در روز براي گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفني لازم است. چرا كه انسان موجودي اجتماعي است.اين خود 15 روز است.پس 81 روز باقي ميماند. >>>>
روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خوداختصاص ميدهند. پس 46 روز باقي ميماند. >>>>
تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقي ميماند. >>>>
در سال شما 10 روز را به بازي ميگذرانيد.پس 6 روز باقي ميماند. >>>>
در سال حداقل 3 روز به بيماري طي ميشود و 3 روز ديگر باقي است. >>>>
سينما رفتن و ساير امور شخصي هم 2 روز را در بر ميگيرند. پس 1 روز باقي ميماند. >>>>
روز باقي مانده همان روز تولد شماست.چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!! >>>>
نتيجه ي اخلاقي: پس يك داوطلب نرمال نميتواند اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد
|
|
|
|
| |
| |
| |

پي بردم که در اين دنيا دوستي ندارم تنهاي تنهام وقتي که نیازی باشند به سراغم می آیند حتي با من یاری نمي کنند مواقعي نياز دارم کمکم نمي کنند کاش ياري بود
|
|
|
|
| |
| |
تقديم به دوستان هم ترانه ام |

زندگي دفتري از خاطره هاست خاطرات شيرين، خاطرات مغشوش يك نفر در شب كام، يك نفر در دل خاك يك نفر همدم خوشبختي هاست يك نفر همدم و همسفر سختي هاست چشم تا باز كنيم، عمرمان ميگذرد وز سر تخت مراد، پاي بر تخته تابوت گذاريم همه ما همسفريم، باز كجا چشمان بار دگر سوي هم باز شود در جهاني كه درآن راه ندارد اندوه زندگي با همه ي معني خويش از نو آغاز شود
|
|
|
|
| |
| |
| |

همه گفتن و گفتن اما من ، فقط ساکت بودم !
|
|
|
|
| |
| |
| |

زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه
تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه مگه نگفتي همه جا ماله مني تا هميشه
دلم واست شور مي زنه اين دل و بي خبر نذار تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار
فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم
|
|
|
|
| |
| |
| |

يه نفر مي گفت:
اگه جرات عاشق شدن رو نداري، لااقل لياقت معشوق بودن رو داشته باش!
يه نفر ديگه مي گفت :
هر کس فقط مي تونه يک نقش داشته باشه،
اگر عاشق شدي ، نخواه که نقش معشوق هم به تو داده بشه !
|
|
|
|
| |
| |
| |

به من ميگفت: انقدر دوستت دارم كه اگر بگويي بمير ، ميميرم... باورم نمي شد... فقط يك امتحان ساده به او گفتم بمير...! سالهاست در تنهايي پژمرده ام...
كاش امتحانش نمي كردم
|
|
|
|
| |
| |
| |

براي تو مي نويسم : لبانم براي اين آمده اند تا نام تو را فرياد كنند براي تو مي نويسم : دستهايم براي اين آمده اند تا به دور تو حلقه شوند براي تو مي نويسم : گامهايم براي اين آمده اند كه به سوي تو بشتابند براي تو مي نويسم : قلب من براي اين آمده است كه تو را بستايد براي تو مي نويسم : دل من براي اين آمده است كه تو را در خود بنشاند براي تو مي نويسم : جان من براي اين آمده است كه به پاي تو قرباني شود .
|
|
|
|
| |
| |
| |

نمي بخشمت ....
بخاطر تمام خنده هايي که از صورتم گرفتي ... بخاطر تمام غمهايي که بر صورتم نشاندي ... نمي بخشمت .... بخاطر دلي که برايم شکستي ... بخاطر احساسي که برايم پرپر کردي ... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي که بر وجودم نشاندي ... بخاطر نمکي که بر زخمم گذاردي ... مي بخشمت... بخاطر عشقي که بر قلبم حک کردي
|
|
|
|
| |
| |
| |

من به بودنش نيازمند شدم... وقتي که ديگه رفت من به انتظار اومدنش نشستم... وقتي که ديگه نمي تونست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم... وقتي که او تمام کرد من آغاز کردم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگي کردن است مثل تنها مردن
|
|
|
|
| |
| |
| |
کداميک از درختاني که زير سايه شان با هم قدم زديم، قسم بخورند تا تو صداقت نگاهم و پاکي عشقم را باور کني؟! انگار که صداي پر غصه ي نگاهم را نمي شنوي!! مي دانم. آن غرور پنهان هميشگي ات نمي گذارد که بگويي دلتنگمي.! به همان شب باراني که باران چشمهايم امانم نداد، قسم مي خورم که حتي شاپرک ها هم نفهمند روزي براي ديدنم لحظه شماري مي کني. پس بگو دوستم داري. حتي يکبار.
|
|
|
|
| |
| |
| |
برای دیدن عکسها روی ادامه کلیک کنید

ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |